شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 23
کد خبر: ۱۰۶۹۵
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۲
مسلم، متین - آنچه که باید با آن روبروشد، پذیرش واقعیات وتحمیل اصل دفاع ازمنافع در دیپلماسی و دیگر هیچ است. زمان آن رسیده تهران به این موضوع بیاندیشد که نمی تواند باهمسایگان عرب خود به یک همکاری راهبردی و استراتژیک معنا دار دست یابد. تحقق اتحاد ایرانی - عربی یک رویاست.تهران بپذیرد یا نه؟جامعه عرب ساختاری متوازن که بتوان در فضایی غیراز تعیین های سیاسی رسمی و دیپلماتیک به آن اتکا و اعتماد کرد ندارد
به گزارش ریزان؛
موضوع روابط ایران و عربستان از یک تیرگی روابط به معمایی بس بزرگ در خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل شده است. رویارویی ها و رقابت های سیاسی میان دو کشور گرچه موضوع تازه یی نیست و دیرینه اختلافات دو کشور به سالهای دهه 50 تا 70میلادی باز می گردد،اما حجم اتهامات و حملات کنونی دو طرف و نبود چشم اندازی روشن در کاهش تنش های جاری در کنار نگرانی های روز افزون از ثبات و امنیت منطقه ،موجب تعجب بسیاری از تحلیل گران امور منطقه شده است.
درحالی که انتظار می رفت همزمان با روی کار آمدن رئیس جمهورحسن روحانی در ایران در سال 2013به عنوان یک سیاستمدار نو گرا و پراگماتیست ،فصل جدیدی از مناسبات خارجی ایران آغاز شود،اما این شانس بر خلاف دیگر اعضا و کلونی های جامعه بین المللی مانند اروپا و ایالات متحده ،در منطقه عربی در اختیار ایران قرار نگرفت. اکنون متاثراز شدت آتش توپخانه های طرفین ، ویرانه یی از دیپلماسی در منطقه مشاهده می شود و این نگران کننده است.
متذکر شدم کشمکش میان تهران و ریاض چندان ربطی به شرایط کنونی ندارد. اسناد وزارت خانه های خارجه بریتانیا وایالات متحده ونیز در موردی کوچک تر خاطرات اسدالله علم نزدیک ترین مشاور محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران به وضوح نشان میدهد ازبستر اختلاف بر سر حدود فلات امنیتی خلیج فارس گرفته تا امنیت منطقه عمومی خاورمیانه ونیز مسائلی مانند انرژی ،کشتیرانی تجاری و نظامی ویا عمق آبهای مرزی و... همواره موضوعاتی منافشه انگیزمیان تهران و طرف های عرب بوده اند. نقطه اوج این رویارویی ها از جنبه منافع امنیتی در موضوع خروج بریتانیا از خلیج فارس و استقلال بحرین در سال 1971و بحث جزایر ایران در خلیج فارس و از جنبه افتصادی و انرژی در بحران تحریم نفتی 1973شکل گرفت که مطالعه اسناد وزارتخارجه بریتانیا به خوبی بحران و کشمکش جدی و غیر قابل حل میان پایتخت های عربی خصوصا میان ریاض و تهران رانشان میدهد.هرچند رویه های حاکم و نیزمنافع قدرت های بین المللی و به ویژه ایالات متحده در منطقه، آنها را به سوی نوعی مماشات و تحمل یکدیگر سوق داد اما مسائل فی مابین آنها هرگز حل نشد. نمی دانم آیا اکنون مدل تحمل و مماشات می تواند با یک بازنگری مجددا مورد توجه طرفین قرار گیردیا نه ؟.شاید ؛اما نه به آن سادگی که تصور می شود.نه ایران و نه اعراب در شرایط 40سال پیش خود قرار ندارند. ولی زمینه های آن با حمایت جامعه و نیز  قدرت های بین المللی  کمابیش مشاهده می شود.
به باور من در هرگونه واکاوی و بررسی روابط تهران و پایتخت های عربی توجه به پیشینه مناسبات طرفین از اهمیت راهبردی فوق العاده یی برای آینده  برخوردار است و به صرف دوره هایی از حسن نیت مشروط و محتاطانه نمی توان به احساس "ما همواره دوست و برادر بوده و خواهیم بود" جنبه یی دائمی،رسمی و ساختاری در دیپلماسی  داد. چون مبنای آن بر عاطفه است که در واقعیات دنیای دیپلماسی جا و ارزشی ندارد .تجربه نشان داده صرف همسایه بودن یا پررنگ کردن مولفه های ایدئولوژیک  هم به دلیل تضاد منافع و درک امنیتی متفاوت الزاما به شکل گیری علائق مشترک و استراتژیک  منجر نخواهند شد و هیچیک نتوانسته اند به متدی دائمی و قابل اتکا دستکم درخاورمیانه و خلیج فارس برای کشورها  منطقه تبدیل شوند. خاورمیانه را مشاهده کنید!، تجربه دهها قرارداد و توافق مشترک میان خود اعراب را ببینید!.تاریخ  منطقه مملو از توافق در علائق وحتی تشکیل کشور واحد عربی ست. اما هیچ نتیجه یی حاصل نشد!.مانند تلاش های پر سر و صدا اما بی فرجام اعضای جبهه امتناع عربی در اواخر دهه 70 ؛ ایران که جای خود دارد.
آنچه که باید با آن روبروشد پذیرش واقعیات وتحمیل اصل دفاع ازمنافع در دیپلماسی و دیگر هیچ است. فکر میکنم زمان آن رسیده تهران به این موضوع بیاندیشد که نمی تواند باهمسایگان عرب خود به یک همکاری راهبردی و استراتژیک معنا دار دست یابد ولازم است چارچوبی متفاوت از آنچه در منطقه و دیپلماسی خود تا کنون خواستار آن بوده دنبال کند. جنگ و رویارویی که منطقی نبوده و فاجعه  برای جامعه بین المللی ست،ایجاد یک اتحاد و همپیانی عربی - ایرانی  هم یک رویا ست که زمینه تاریخی  و امکان تحقق مدرن آن مطلقا  وجود ندارد. این نه به این معنا که با اعراب و همسایگان خود رویاروشود ،بلکه دقیقا به این اعتبار که حد متعارف و قابل درکی از روابط واقعی و قابل حصول و در دسترس در چارچوب مماشات و بازی دیپلماتیک را رصد ودنبال کند.فکر میکنم  رئیس جمهور روحانی این سیاست را اکنون دنبال می کند..تهران بپذیرد یانه؟جامعه عرب ساختاری متوازن که بتوان در فضایی غیراز تعیین های سیاسی رسمی و دیپلماتیک به آن اتکا و اعتماد کرد ندارد.آزار دهنده و مشکل ساز، اما این یک واقعیت است که دیر یا زود ایران باید آن را بپذیرد.تهران می تواند همانگونه که پرزیدنت روحانی تاکید کرده و می توان صداقت را در آن یافت، حسن نیت خود را نشان دهد،اما وقتی چنین نشانی حداقل در سطح مورد انتظار ایران در طرف مقابل دیده نمی شود راهی جز بازتعریف دیپلماسی بر اساس واقعیات منطقه ونه احساسات آنهم بر مبنای اصل مماشات،تحمل و کشاندن موضوعات به روی میز مذاکرات دیده نمی شود.در این چارچوب بی شک ارزیابی روابط متقابل ایران و اعراب و مشخصا عربستان سعودی واقعی تر خواهد بود و احتمالا راحتر می توان راهکاری برای خروج از بن بست کنونی پیدا کرد.
نام:
ایمیل:
* نظر: