شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 23
کد خبر: ۱۲۰۸۸
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۸
اردشیر پشنگ
اردوغان را روزگاری امیدی نه تنها برای ترکیه بلکه برای خاورمیانه می پنداشتم اما اینک ...
اردوغان را روزگاری امیدی نه تنها برای ترکیه بلکه برای خاورمیانه می پنداشتم، او برآمده از صندوق آرا بود صلح طلب، توسعه گرا  و در راس دولتی کارآمد بود، حامی جنبش های مدنی و مردمی در خاورمیانه بود و برای صلح حتی با پ.ک.ک پس از سه دهه جنگ پشت میز مذاکره نشست، از ارمنی ها دلجویی می کرد، جنگ سالاران و ژنرالهای مزاحم دموکراسی را از قدرت دور و دورتر کرد و مدعی برقراری رابطه ای عملی بین اسلام و ارزشهای امروزین دنیا بود در دیدار با برخی رهبران منطقه از آنان برای دیکتاتوری و یا حمایت از دیکتاتورها نقد می کرد و ... اما اینک نزدیک به 15 سال است اردوغان همچنان در قدرت باقی مانده است، چهار انتخابات مختلف را پشت سر گذاشته است، نخست وزیری را به قصد کاخ آک سرای ریاست جمهوری ترک کرده است او خواسته همیشه در راس قدرت باشد و در این اواخر برای این خواسته اش هر بهایی را حاضر بوده و هست که بپردازد خواسته ای که او را پس از این همه سال، طوری دیگر نمایان کرده است و ذهن را درگیر این سوال می کند که آیا ماندن بسیار در قدرت او را نیز دچار بیماری قدرت کرده است؟ یا که نه، از روز اول او همینگونه بود ولی مجالی برای بروزش نبود؟ اردوغان را امروز سیاستمداری تاجرپیشه  می بینم که برای قدرت و بقای شخصی در آن، حاضر است هر بهایی ولو گزاف را بپردازد و برایش مهم نیست این بها به قیمت از دست رفتن دموکراسی و صلح تمام شود یا متهم شدن به همکاری با رادیکال ترین گروه تروریستی نظیر داعش!

پرده ای نو از سناریویی تکراری!

رسانه های بین المللی و ترکیه ای صبح روز جمعه تصاویر، گزارش ها و فیلم هایی از بازداشت رهبران سومین حزب بزرگ پارلمان ترکیه را منتشر کردند پلیس این کشور با در دست داشتن حکم دادستانی و با استفاده از قوانین ویژه ضد ترور بطور شبانه به منازل 11 تن از رهبران حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) یورش برده و آنان را در اقدامی هماهنگ بازداشت کرده است. یکی از بازداشت شدگان صلاح الدین دمیرتاش است که نطق های آتشین و نقدهای جدی اش در سخنرانی های مختلف علیه اردوغان طی سالهای اخیر بسیار جلب توجه کرده است، دمیرتاش همچنین دو سال پیش از امروز به عنوان یکی از سه کاندیدای نهایی انتخابات ریاست جمهوری در برابر اردوغان صف آرایی کرد و بیش از 9 درصد آرای مردم ترکیه را از آن خود کرد.

مسیر از کجا کج شد؟

به نظر می رسد روند سیاسی در ترکیه روز به روز در حال انسداد بیشتر و بسته تر شدن در حال حرکت است آن هم با سرعتی قابل توجه. مشکلات سیاسی و اختلافات اردوغان و حزب حاکم با گروه های مختلف از آنجا شدت گرفت که اردوغان، خواستار دست یافتن به ریاست جمهوری و متعاقب آن تبدیل کردن سیستم پارلمانتاریستی این کشور به سیستمی ریاستی با محوریت شخص رئیس جمهور بود. امری که از همان آغاز مورد مخالفت شدید احزاب مختلف ترکیه ای قرار گرفت حتی برخی از چهره های شاخص در حزب حاکم نیز چندان با این طرح روی خوش نشان ندادند. اما این مخالفت ها کوچکترین اثری در اراده اردوغان نکرد و برعکس او را مصمم تر نیز نمود او همزمان در داخل حزب آنانی که منتقد و مخالفش بودند را به حاشیه راند، حتی کسانی که سرعت همراهی شان اندکی کمتر از شخص رئیس جمهور بود ،نظیر احمد داوود اوغلو، را از قطار سریع السیر قدرت طلبی اش پیاده کرد.



انتخابات پارلمانی دومین آوردگاهی بود که اردوغان به مبارزه با آن رفت در انتخابات بهار 2015، حزب عدالت و توسعه برای نخستین بار پس از 12 سال نتوانست به اکثریت پارلمانی دست یابد واکنش اردوغان در این زمان نیز در نوع خود جالب بود او عملاً با عدم صدور فرمان تشکیل دولت ائتلافی پس از سه ماه از برگزاری مجدد انتخابات در پاییز همان سال خبر داد. در این بین حزب حاکم برای ترمیم خود و کسب دست کم نیمی از آرا، نه تنها به سوی اقناع مردم نرفت بلکه شیوه ای دیگر در پیش گرفت. در این مدت فشارها بر احزاب مختلف افزایش یافت، مذاکرات صلح با کُردها عملاً رها گردید، فشار بر شمال کردنشین سوریه دو چندان شد و البته در این بین پ.ک.ک با اشتباه محاسباتی اش بهانه لازم را به اردوغان داد.

پ.ک.ک اقدام به ترور دو مامور امنیتی ترکیه در شهر سوروچ کرد و علت آن را همکاری سازمان یافته آنان با داعش برای روی دادن انفجار انتحاری در جمع جوانان صلح طلب عمدتاً کرد ترکیه ای که قصد عزیمت به کوبانی برای بازسازی این شهر را داشتند، اعلام کرد. در حقیقت در این زمان نشانه ها و خبرهای مختلفی از نوعی ارتباط میان نیروهای امنیتی ترکیه و داعش در سوریه و عراق مخابره می شد، حتی جو بایدن ،معاون رئیس جمهوری آمریکا، به صراحت در این زمینه صحبت کرد، مواضع اردوغان و نخست وزیر وقت ترکیه در خصوص کوبانی و نحوه رفتار آنها در قبال احتمال وقوع یک نسل کشی توسط داعش در این شهر کردنشین این گمانه زنی ها و اتهام زدن ها را بیش از پیش تقویت می کرد.

اقدام پ.ک.ک باعث دادن بهانه لازم به اردوغان شد وی ساعاتی بعد به نوعی اعلام جنگ با پ.ک.ک و داعش نمود تا از یکسو به افزایش فشار علیه کردها و نیز مخالفین دست زند و از سوی دیگر وجهه بین المللی مخدوش شده ترکیه را بازسازی کند. در حقیقت اردوغان تاکتیک «افزایش ناامنی داخلی» برای افزایش ترس در بین رای دهندگان از وقوع یک جنگ داخلی را برای جذب آرای ملی گرایان و نیز محافظه کاران اعم از کُرد و ترک را در پیش گرفت. تاکتیکی که به خوبی برای او جواب داد چرا که در انتخابات پاییز حزب عدالت و توسعه توانست 317 کرسی (60 کرسی بیشتر از انتخابات بهار) را از آن خود کند.

اما در مسیر قدرقدرت شدن اردوغان بی شک هیچ رویدادی به مانند وقوع کودتای نافرجام تابستان گذشته کمک نکرده است. کودتا در کشوری با سابقه کودتاهای مختلف و موفق پیدا بود به شدت از نظر مدیریت، برنامه ریزی و آمادگی در ضعف قرار داد و نهایتاً طی یک ماراتن شبانه اردوغان موفق شد با حمایت مردم و نیز گروههای سیاسی از جمله احزاب رقیب و مخالف (دموکراتیک خلق ها و جمهوریخواه خلق) در قدرت باقی بماند. شکست اولین کودتای ارتش در ترکیه، در سایه حمایت خیابانی مردم و احزاب و گروههای سیاسی بی شک نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ترکیه به شمار می رود و یک معنای آن پیروزی دموکراسی بر کودتا بود. در این برهه با توجه به حمایت های روی داده افرادی نظیر دمیرتاش و قلیچ دار اوغلو برخی معتقد بودند فرصتی برای آشتی ملی و تقویت دموکراتیزاسیون در ترکیه روی داده است و اردوغان می تواند از این فرصت برای تقویت ارزشهای جامعه مدنی و آزادی و دموکراسی استفاده کند اما مسیر به سویی دیگر بود چرا که به نظر می رسد اولویت های آقای اردوغان نه موارد مذکور بلکه ماندن در قدرت و کنار زدن رقبا و مزاحمین قدرقدرت تر شدنش از هر طریق و با استفاده از هر فرصتی است.

لذا قوانین ویژه بلافاصله توسط پارلمان که اکثریتش در دست دولت است به تصویب رسید، بازداشت های گسترده چند ده هزار نفری روی داد، انگشت اتهام به سوی فتح الله گولن ،دوست و مرشد سابق اردوغان، نشانه رفت و به این بهانه تصفیه های بسیار گسترده ای در ترکیه آغاز گردید حتی مقامات ترک مجبور شدند برای آنکه متهمین و مظنونین را بازداشت کنند، تعدادی از زندانیان دارای حکم به دلیل جرایم دیگر را آزاد کنند!

در چنین فضایی فشار و درگیری در مناطق کردنشین نیز ادامه داشته است، استراتژی های جدید رهبران پ.ک.ک در قندیل که در تضاد با آرا و توصیه های اوجالان نیز هست، مبنی بر انجام جنگ خیابانی و آزاد کردن شهرها باعث گردید تا اردوغان با گسیل گسترده ارتش و نیروهای امنیتی جنگی سنگینن را در داخل بسیاری از شهرهای کردنشین در ترکیه آغاز کند صدها کشته و چند هزار نفر بازداشت و دیدن صحنه ها و بعضاً جنایات حقوق بشری از جمله دستاوردهای این وضعیت بوده و همچنان هست.

در این بین حزب دموکراتیک خلق ها که در بین اردوغان اقتدارطلب و پ.ک.ک قرار گرفته بود تلاش نمود تا از شدت درگیری ها بکاهد امری که در عمل با عدم همراهی طرفین توفیق خاصی بدست نداد و سرانجام شب گذشته با بازداشت شدن رهبران این حزب توسط پلیس این کشور به نظر می رسد اردوغان راهی دیگر در کردستان ترکیه را می جوید راهی که در آن احزاب و افرادی بیایند که نه زبان تیز انتقاد داشته باشند و نه با جلب آرای قابل توجه تحدید و تهدید کننده هژمونی حزب حاکم باشند!

به نظر می رسد اردوغان برای افزایش قدرتش و بقای آن حاضر است هر بهایی را بدهد و برای او مهم نیست این بها به قیمت صلح باشد و یا دموکراسی! و برای نیل به این امر از برپایی جنگ داخلی و بازداشت نمایندگان و رهبران احزاب در پارلمان تا لشکرکشی به سوریه و عراق هیچ ابایی ندارد! حال باید دید سرانجام این بی ابایی به کجا ختم خواهد شد؟! و کج راهه سلطان تا کی می تواند در این کج راهه حرکت کند؟!


فراتاب 
نام:
ایمیل:
* نظر: